آنچه دامپزشکان میدانند اما پزشکان نمیدانند!
آنچه دامپزشکان میدانند اما پزشکان نمیدانند!

آنچه دامپزشکان میدانند اما پزشکان نمیدانند !

سال پیش تماسی با من گرفته شد که زندگیم را تغییر داد. در آن زمان من مشغول گرفتن ۱۰ تخصص در رشته تصویربرداری قلب در دانشگاه یو سی ال ای آمریکا بودم.
تماس از طرف یک دامپزشک و از باغ وحش لس آنجلس بود. یک شامپانزه ماده مسن با افتادگی صورت از خواب بیدار شده بود و دامپزشکان نگران بودند که او سکته کرده باشد.
آن ها از من خواستند تا به باغ وحش بروم و با علت احتمالی سکته، از قلب حیوان عکس برداری کنم. لازم به ذکر است که باغ وحش های آمریکا به دامپزشکان مجربی مجهز است که به صورت حرفه ای از حیوانات مراقبت میکنند اما گاها برای گرفتن مشاوره های تخصصی به انجمن های پزشکی نیز مراجعه میکنند و من یکی از پزشکان خوش شانسی بودم که برای کمک و مشاوره دعوت شدم.
من این شانس را داشتم که فرضیه سکته را در این شامپانزه رد کنم و نیز در معاینه یک گوریل مطمین شدم که سرخرگش پاره نشده است.
همچنین در معاینه یک طوطی توانستم صدای قلبش را ارزیابی کنم. در معاینه یک شیر دریایی از عفونی نبودن پریکارد قلبش اطمینان یافتم و حتی می توانستم در آنجا صدای قلب یک شیر را گوش کنم.
بعد از یک روز سخت و نجات دهنده که با مشارکت دامپزشکان و پزشکان صورت پذیرفت، ما ۷۰۰ سی سی مایع از قلب یک قلاده شیر خارج کردیم و من مشابه این روش را در انسان انجام داده بودم.
با این تفاوت که انسان چنگال و دم نداشت. بیشتر اوقات، من در دانشکده پزشکی دانشگاه لس آنجلس با پزشکان کار دیگری انجام میدهیم و در مورد علایم، تشخیص ها و معالجات برای انسان های بیمار بحث و گفت و گو میکنیم.
ولی زمانی که با دامپزشکان کار میکردم، درباره علایم, تشخیص ها و معالجات برای حیوانات بیمار بحث و تبادل نظر میکردیم.
گاهی در همان روز به صورت اتفاقی به هر دو جا یعنی بخش پزشکی دانشگاه لس انجلس و نیز باغ وحش لس انجلس میرفتم و این چیزی است که مورد توجه من قرار گرفت: پزشکان و دامپزشکان در اصل در حال مراقبت از بیماری های یکسانی در انسانها و حیوانات بیمار خود بودند.
بیماری هایی چون ناتوانی قلب، تومور مغز، سرطان خون، دیابت، آرتروز، سرطان سینه و حتی علایم روانی مثل افسردگی و اضطراب، وسواس فکری، اختلالات تغذیه ای و خودزنی و … .
پس باید اعتراف کنم, اگرچه من علم طبیعی و پزشکی و زیست شناسی تکمیلی خوانده بودم و حتی پایان نامه ام راجع به تیوری داروین بود، برای من لازم بود درباره ی اشتراک بزرگ بین اختلالات انسانی و حیوانی اطلاعات کسب کنم.
من از تمام این اشتراکات شگفت زده بودم. چطور ممکن بود که برای فهم بیشتر درباره ی انسان، تا به حال هرگز به فکر پرسش از یک دامپزشک نیوفتاده بودم؟

 

چرا هرگز من با یکی از دوستان پزشک و همکارم در یک کنفرانس دامپزشکی حضور نداشتیم؟؟

این حجم از اشتراکات بین انسان و حیوان شگفت آور است. منظورم این است که یک پزشک برخی از ارتباطات موجود بین حیوان و انسان را میداند.
هر دارویی که ما تجویز کرده ایم یا خودمان مصرف کرده ایم، برای اولین بار روی یک حیوان امتحان شده است. ولی درباره دادن یک دارو به حیوان و انسان بیمار یک تفاوت اساسی وجود دارد.
شاید بخشی از این جدایی بین دو رشته به دلیل جدایی در حال افزایش امروز ما یعنی جدایی زندگی شهری و غیرشهری باشد. ما راجع به بچه های شهر زیاد میشنویم که فکر میکنند پشم روی درختان رشد میکنند یا اینکه پنیر از گیاهان به دست می آید.
امروزه بیمارستان های انسانی در حال توسعه و تبدیل شدن به مرکز تکنولوژی هستند و این یک فاصله ذهنی بین بیمارانی است که در این محیط ها مداوا میشوند و حیوانات بیماری که در اقیانوس ها، مزرعه ها و جنگل ها زندگی میکنند و مداوا میشوند، ایجاد میکند.
ولی من فکر میکنم حتی یک دلیل عمیق تری وجود دارد, اینکه ما بپذیریم که گونه انسان تنها یک گونه از موجودات است و منحصر به فرد یا خاص تر ازسایر موجودات نیست! ولی در قلب خودمان واقعا به این موضوع اعتقاد نداریم.
من این را هنگامی که به موسیقی موزارت گوش میکنم و یا به عکس های مریخ نورد روی کامپیوتر نگاه میکنم، میبینم و در واقع احساس میکنم که انسان استثناست. حتی به طور عملی, جدایی خودمان را به عنوان گونه برتردرک میکنم.
خب این روزها وقتی با یک انسان بیمار مواجه میشوم از خودم میپرسم: دامپزشکان چه چیزی راجع به این بیماری میدانند که من نمیدانم؟ و اینکه ایا من مراقبت بیشتری از بیمارانم میکردم اگر آنها حیوان بودند؟
در اینجا چند مثال بارز از ارتباطات جذابی که فکر من را به این سمت کشانده است بازگو میکنم. مشکلات قلبی ناشی از ترس: حدود دو سال ۲۰۰۰ متخصص قلب و عروق، بیماری های قلبی ناشی از احساسات را در قلب کشف کردند.
این موضوع به وسیله پدر قماربازی که تمام پسا اندازش را باخته بود و عروسش را در مراسم عقد رها کرده بود اثبات شد. امروزه مشخص شده است که این تشخیص آنقدر هم جدید و منحصر به فرد نیست.
از دهه ۱۷۶۰ دامپزشکان سعی در بررسی و کشف علایم ناشی از بیماری های روحی در حیوانات از جمله میمون ها، فلامینگوها، گوزن ها و خرگوش ها داشتند و پس از تشخیص آنها را درمان کرده و حتی از بروز آنها جلوگیری می کردند.
حالا زندگی چند نفر انسان نجات داده میشد اگر دانش دامپزشکی در دستان پزشکان اورژانس و متخصصیت قلب قرار داده میشد؟ برخی از بیمارات انسانی خودشان به خودشان صدمه میزنند و دچار بیماری خودآزاری هستند.
عده ای موهای خود را میکنند و بعضی دیگر خودشان را زخمی میکنند. برخی حیوانات بیمار هم به خودشان صدمه میزنند. عده ای از پرندگان پرهای خود را میکشند و بعضی نریان ها (اسب های نر) آنقدر پهلوی خودشان را گاز میگیرند تا زخم و خونریزی ایجاد شود! با این حال دامپزشکان روش های خاص و موثری برای معالجه و نیز پیشگیری از خود آسیبی دارند.
سوال من این است، آیا نباید این دانش از دامپزشکی را در اختیار بیماران، پزشکان و والدین بیماران درگیر با این بیماری قرار داد؟ افسردگی و جنون بعد از زایمان هم همینطور! گاهی زنان بلافاصله بعد از زایمان افسرده میشوند و بعضا شدت این افسردگی به حدی زیاد است که به جنون میرسند.
آنها حتی ممکن است از نوزاد خود غافل شوند و نیز در شرایط حاد بیماری به کودک خود آسیب برسانند! دامپزشکان اسب خوب میدانند که گاها ممکن است مادیان (اسب ماده) بلافاصله پس از زایمان از کره اسب غافل شود و از پرستاری خودداری کندو در برخی موارد نیز دیده شده که کره اسب را تا حد مرگ لگد میزد!
با این حال دامپزشکان برای جلوگیری از این سندرم روشهایی دارند که یکی از آنها افزایش امسی توسین مادیان است. در واقع اکسی توسین یک هورمون پیوند دهنده است که ایجاد علاقه مجدد میکند.آیا نباید این اطلاعات در دست پزشکان زنان و زایمان و پزشکان خانواده و بیمارانی که با جنون بعد از زایمان درگیرند قرار گیرد؟
به هر حال، علی رغم اینها متاسفانه فاصله بین کار ما پزشکان و دامپزشکان همچنان بزرگ است.
برای توضیح آن, مجبورم کمی بی پروا صحبت کنم. برخی پزشکان نسبت به دندانپزشکان و اپتومتریست ها و روانشناسان و به طور خاص نسبت به دامپزشکان, کمی افاده ای هستند.
البته بیشتر پزشکان متوجه نیستند که امروزه رفتن به دانشگاه دامپزشکی سخت تر از دانشگاه پزشکی است و همچنین وقتی به دانشکده پزشکی میرویم درباره تنها یک گونه موجودات یعنی انسان اموزش میبینیم اما دامپزشکان می بایست درباره سلامت و بیماری پستانداران، دوزیستان، ماهی ها، خزندگان و پرندگان مطالعه کرده و آموزش ببینند.
پس من با دامپزشکان برای رنجیده شدن از حس برتری و نادیده گرفتن تخصصشان همدردی میکنم و آنها را مقصر نمیدانم. این سوال از طرف یکی از دامپزشکان است: شما به دامپزشکی که فقط یک گونه حیوانات را مداوا و درمان و مراقبت میکند چه میگویید؟؟ مسلما یک پزشک!
من بسیار مشتاق هستم که این فاصله و شکاف موجود بین پزشکی و دامپزشکی را به حداقل برسانم و از میان بردارم و این کار را در برنامه هایی مثل “داروین در چرخه” در دانشگاه کالیفرنیا – لس آنجلس انجام میدهم که در پان متخصصین حیوانات و دامپزشکان و زیست شناسان سیرتکاملی را می آوریم و آنها را در تیم پزشکی خودمان درکنارانترن ها و رزیدنت ها قرار میدهیم.
همچنین در کنفرانس های مشترک که دانشکده های دامپزشکی و پزشکی برگزار میکنند، بحث و تبادل نظر در ارتباط با بیماریها و ناهنجاری های مشترک بین بیماران حیوان و انسان انجام میشود.
در این کنفرانس ها، شرکت کنندگان از نحوه درمان سرطان سینه در یک ببر ماده مطلع میشوند. یا نحوه تشخیص و معالجه سندرم تخمدان پلی کیستیک در یک گاو هلشتاینو چگونگی مراقبت از آن را فرا میگیرند تا بلکه بتوانند به معلمی که دچار قاعدگی دردآور است کمک کنند.
یا بررسی میکنند که چگونه درک بهتر اضطراب جدایی در یک سگ نژاد شلبی میتواند به کودک مضطرب در روزهای اول مدرسه کمک کند.
در کنفرانس های مشترک در آمریکا و امروزه در سراسر جهان، پزشکان و دامپزشکان با برخورد مناسب به دور از تعصب، توانایی و دانش خود را با هم به اشتراک میگذارند و با هم به عنوان همکار و پزشکان هم سطح و به عنوان دکتر، وارد کنفرانس می شوند.
در نهایت ما انسان ها هم نوعی حیوان هستیم و زمان آن رسیده است که ما پزشکان، طبیعت حیوانی خودمان و بیماران را در آغوش بگیریم و با دامپزشکان در نزدیک شدن به سلامتی در یک روش فراگونه ای همراه شویم.
زیرا مشخص شده است که برخی از بهترین و موثرترین داروهای انسانی، توسط پزشکانی استفاده میشود که بیمارانشان انسان نیستند (دامپزشکان).
و یکی از بهترین روش هایی که ما میتوانیم از یک انسان بیمار مراقبت کنیم این است که به سایر بیماران روی این کره خاکی توجه دقیقی داشته باشیم و ببینیم چگونه زندگی می کنند, چگونه رشد میکنند، چگونه بیمار میشوند و در نهایت چگونه توسط دامپزشکان درمان میشوند.

منابع: Dr. Barbara Natterson, Cardiologist, Harvard university

 

مطالب مرتبط
آنچه دامپزشکان میدانند اما پزشکان نمیدانند!
دامیران