چرا دانشکده های دامپزشکی و صنعت از هم دور هستند؟ + فایل صوتی
چرا دانشکده های دامپزشکی و صنعت از هم دور هستند؟ + فایل صوتی - دامیران

جلسه کلاب هاوس؛ جدایی صنعت و دانشگاه

چرا دانشکده های دامپزشکی و صنعت از هم دور هستند؟

سلام و عرض ادب دارم خدمت همراهان عزیز ممنونم هم از استقبال شما از یکی دیگه از روم های دام ایران در بستر کلاب هاوس امشب در خدمتتون هستیم با این عنوان که چرا دامپزشکی و صنعت از هم دورند البته خوب این تایتل که ما انتخاب کردیم ،بیشتر در رابطه با دامپزشکی است اما این اتفاق برای کل رشته ها و دانشکده های مرتبط با صنعت در حال وقوع است.

اما ما طبق تخصصی که داریم ترجیح دادیم که بیشتر روی دانشکده های دامپزشکی و خود صنعت تمرکز داشته باشیم، دقیق تر بتوانیم روی آن بررسی‌های لازم را انجام دهیم.

امیدوارم که امشب هم در خدمت شما باشیم و از صحبت‌های ارزنده شما استفاده کنیم.

امیدواریم که بتوانیم صحبت های این روم را در جهت اعتلای صنعت، به بهترین شکل منتشر کنیم.

 

پادکست این قسمت در کلاب هاوس:

 

آقای دکتر بیدگلی:

بحث مرتبط با ارتباط صنعت و دانشگاه به نظر من دو زاویه دید دارد؛

یک زاویه دید برمی‌گردد به زاویه ای که ما از از محل بحث کل نگرانه داریم و به صورت ماکرو به قضیه نگاه می‌کنیم. از زاویه ماکرو در بحث توسعه کلیه کشور ارتباط صنعت و دانشگاه یکی از مهمترین حلقه های مورد نیاز است برای توسعه کلی یک کشور و یک جامعه. گرچه خوب این روزها ما خیلی هم بحث توسعه در کشور ما اولویت ندارد و اولویت‌های سیاستگذاران ما چیزهای دیگری است. و همه ماها از این قضیه غصه میخوریم که چرا توسعه کشور در اولویت یک سیاست گذاران کشور نیست. امروز دیدم که آقای دکتر قاسمی اقتصاددان عزیز که همواره متن های خوبی را می نویسند و بنده می پسندم متن های ایشان را و خیلی موجز و با یک زبان طنز نوشته بودند که برای اداره کشور گروه هایی که وارد فضای انتخابات میشوند و کاندیداهایی که وارد فضای انتخابات می شود تعداد زیادی برنامه اقتصادی می آورند. ایشان می گفتند که نیاز به برنامه هزار صفحه و پانصد صفحه ای و ۲۰۰ صفحه ای نداریم فقط نیاز به یک کلمه است و آن یک کلمه این است که توسعه مقدم باشد. من می‌خواستم که بگویم کاش ما از ترامپ ۲۰۱۶ یاد می گرفتیم که گفت اول آمریکا. کاش یکی از کاندیداهای ما نیز بیاید و بگوید اول ایران. به هرحال ما چون از منظر ماکرو خیلی توسعه کلی کشور به موضوع نگاه کنیم از زاویه ماکرو می‌بینیم که توسعه خیلی جایگاهی در کشورمان دارد. از منظر بخشی هم که به موضوع نگاه کنیم یعنی از منظر میکرو بینیم که در بخش ما به عنوان صنعت دامپروری هم به مباحث توسعه جایگاهی نداریم و ما از مبحث توسعه نیروی انسانی توسعه فضای کار توسعه بهبود شاخص‌های اقتصادی تسهیل کسب و کار پیشرفت ارتقاء صادرات صادرات خدمات صادرات محصولات. به همه اینها که نگاه می‌کنیم متاسفانه ما در وضعیت ضعیفی قرار داریم پس بنابراین ما هر دو طرف تحت فشار هستیم و هر دو طرف اهمیت قضیه مشخص هست چه از لحاظ زاویه کلان و چه از لحاظ زاویه بخشی.

آقای دکتر بایرامی:

سلام مجدد خدمت دوستان عزیزم

بنده همان طور که سری قبل هم عرض کردم دامپزشکی را بنده به شکل یک صنعت می بینم مانند صنعت گردشگری یا صنعت سلامت که این صنعت دو بال دارد بال اول طب پیشگیری است و بال دوم اقتصاد پزشکی است . یعنی ما بدون اینکه ادای گروه پزشکی را در بیاوریم باید به این توجه کنیم که دامپزشکی طب پیشگیری به اضافه یک اقتصاد است. حالا ما باید ببینیم کجای این قضیه ایستاده ایم کجا هستیم که بر سر دامپزشکی آمده که فارغ التحصیلان فقط و فقط بر اساس یک سیلابسهای درسی تئوریک و به قول آقای دکتر حسینی دانشجویان یک گاو را از دزدی کن ندیده‌اند تا برخورد کنند یک جراحی را از نزدیک انجام نداده‌اند. چه بر سر دامپزشکی آمده که دوستان فقط تئوریک درس می خوانند و بیرون می آیند چرا اساتید‌دانشگاه ما اینقدر محجور هستند و دور هستند از صنعت و چرا صنایع ما صنایع داروسازی صنایع تغذیه صنعت خوراک صنعت تولید فرآورده های لبنی صنایع مختلفی که بسیار تنگاتنگ می‌توانند با دامپزشکی ارتباط داشته باشد اینقدر مغفول واقع شده و یا اگر مغفول واقع نشده خودشان هم بخواهند با دوستان دامپزشک با همکاران عزیزمان همکاری داشته باشند با یک شرایط عجیب و بدون رغبت و به دلیل یک برگه کاغذ مدرک استخدام شوند و از دور به ماجرا نگاه کنند. حالا باید ببینیم کجای داستان هستیم چرا این وضعیت را داریم چه باید بکنیم که کمک کنیم به این ماجرا و زمان این رسیده است که همین افراد داخل گروه و دوستان از این دست بیایند و راهکارهایی بدهیم که دولتمردان ما و افرادی که در مدارج بالاتر از قدرت در دستان شان هست قانون گذار هستند ما را کمک کنند تا برسیم به آن نقطه‌ای که دامپزشکی واقعاً سهم خودش را از صنعت به خوبی بگیرد و نقش خودش را به خوبی ایفا کند که این را در نتیجه گیری روش هایی که بنده به ذهنم می رسد خدمتتان در بخش‌های بعدی عرض خواهم کرد.

 

آقای دکتر سعید:

در این چند چند دقیقه مسائل خوبی مطرح شد. عرضی که بنده همیشه دارم این است که ما خیلی زیاد ایراد ها و علت ها را می دانیم اما متاسفانه راهکار ها یا ارائه نمی شوند به شکل طرح مشخص و قابل اجرا یا ارائه می شوند و مورد استقبال واقع نمی‌شوند از طرف جاهایی که باید حمایت بشود من سالهاست از ایران دور هستم و همیشه سعی کردم که مقایسه کنم تجربیات خودم در این منطقه از دنیا را با ایران و این تجربیات را به اطلاع دوستان برسانم اولین اتفاقی که بنده از روز اول با آن مواجه بودم و به آن خیلی تاکید کردم این بود که فعلاً اتفاقی که برای ما در ایران رخ میدهد این است که دانشجو ارتباط نزدیکی با حیوان ندارد خود بنده زمانی که وارد دانشگاه شدم شاید یک گاو را از نزدیک ندیده بودم البته ایرادی به این موضوع نیست اما چیزی که من همیشه می گویم این است که خودمان را دست کم نگیریم آن اختلاف فاجعه انگیزی که در ذهن ما هست با دانشگاه های دیگر دنیا حتی دانشگاه های کانادا و بعضی از دانشگاه های آمریکا نیست و بچه هایی که اینجا هم فارغ التحصیل می شوند تجربه خیلی از صنعت ها را ندارند البته بحث پت جداست است زیرا این ها با پت بزرگ می شوند و من انشاالله بیشتر روی راهکار ها میتوانم تجربیات چیزی که دیدم را با دوستان به اشتراک بگذارم و اصلاً در این حد نیست که یک شیوه ای را از خودم ارائه کنم.

خیلی ممنونم از لطف شما

آقای دکتر رودحله:

احتمالاً صحبتی که بنده می‌کنم یک بحث تکراری باشد و همه دوستان بر روی آن اشراف داشته باشند یک بخش از این بحث فاصله ای که بین دانشکده های دامپزشکی و صنعت اتفاق افتاده است مربوط می‌شود به یک سیاست گذاری کلی که در کشور ما در بحث دامپزشکی وجود دارد به نظر من صنعت دامپزشکی ما خیلی صنعت بزرگی نیست هنگامی که با سایر صنایع مقایسه اش می کنیم، اما همین صنعت متوسط خودش می توانسته شاید خیلی بهتر از این عمل کند اگر سیاست گذاری های مناسبی اتفاق می افتاد چرا که همیشه به صورت سنتی اداره شده‌. چه در بحث آموزش و چه در بحث اجرا به صورت سنتی هم میشه عمل شده و هیچ وقت یک مجموعه سیستماتیک عملکردی نداشتیم چرا که بایستی بخش آموزش و بخش اجرا در کنار هم می بودند. شاید در مقاطعی با همان ارتباطات سنتی که وجود داشته بین هر دو بخش آموزش و اجرا ارتباطات نزدیک تری گرفته شده ولیکن این منجر به یک تفاهم نامه و یا یک شیوه نامه در این ارتباط نبوده چرا که خیلی وقت‌ها ما مشاهده کردیم که در سطح سازمان دامپزشکی یا در سطح ادارات کل تفاهم نامه هایی بین دانشکده های دامپزشکی و ادارات کل یا سازمان اتفاق افتاده، خیلی خوب و مبارک بوده این تفاهم نامه ها و متاسفانه شاید کمتر از ۱۰ تا ۱۵ درصد آن ها به اجرا درآمده و با تغییر مدیریت در هر دو بخش این تفاهم نامه ها به دست فراموشی سپرده شده. این یک بسته در این نوع ارتباط است است . بخش عمده این را من فکر می کنم که به خاطر این باشد که دانشگاه خود را خیلی جدا دانسته و بخش آموزش و دانشکده های دامپزشکی همیشه تصوری که از خودشان داشتند شاید به نظر من این بوده که سطح علمی بالاتری داشتند و شاید برایشان بهتر بوده که بر روی مباحث علمی کار کند و از بخش اجرا به نوعی دور شدند بنابراین هیچ وقت نیامدند از آن بخش اجرا بخواهند که سیاست هایشان را به آنها اعلام کنند و بگویند که چه نیازهایی دارند. در مجموع اگر شما نگاه کنید بسیار زیاد مقالات آی اس آی در سطح های بالا و با ایمپکت های خیلی خوب ارائه می کنند مباحث خیلی عالی که نتیجه بسیاری از آنها فقط ارتقاء اساتید بوده و هیچ جایی به صنعت ختم نشده چرا که هیچ یک از اینها شاید به نوعی درد صنعت نبوده و این تعامل ایجاد نشده است.

بنده هم با تجربه ای که دارم زمان هایی که وارد بحث شده اند بحث آموزش و آمدند خودشان به صورت خصوصی کارهایی انجام دادند فقط با دید اقتصادی بوده است که باز هم نتیجه آنها نتیجه خیلی اثربخشی نبوده و یک سری نتایج زودگذر بوده فقط برای اینکه یک پروسه قانونی از آن صنعت را حل کند و کار آن شرکت کمی پیش برود اما هیچ وقت به صورت سیستماتیک نبوده که من بدانم به عنوان عامل اجرا یک تفاهم‌نامه‌ای با دانشگاه تهران دارم، اگر که در رفت آن مدیران سازمان اجرایی عوض شود تغییری در اجرای آن تفاهم‌نامه نباشد و اینها در کنار هم کار کنند و به صورت سلیقه‌ای و سنتی نباشد.

آقای دکتر منصور:

سلام عرض می کنم خدمت همه دوستان در مورد این موضوعی که عنوان شده، چند نکته به ذهنم رسیده که می‌خواستم خدمت شما عرض کنم
اینکه صنعت و دانشگاه با وضعیت فعلی ساختار آموزشی که ما داریم اگر ارتباط داشته باشند به نظرم خیلی عجیب است این هم برمی گردد به همان ریشه‌های مشکلات ساختاری که در آموزش عالی این کشور هست و در واقع دامپزشکی هم مستثنا نیست.
شما در نظر بگیرید هنگامی که یک استاد عضو هیئت علمی می‌شود دیگر تقریباً خیالش راحت است . بعد با یک سری قوانین ناکارآمد که در زمینه ارتقاء شغلی آنها وجود دارد حتی منجر به تخلف هایی شد و اینها باعث می شود که هیچ خروجی ای نداشته باشد یعنی استاد در اتاقش نشسته و یک فکری می‌کند و این فکر یک پایان نامه عمومی و یا تخصصی می‌شود اما هیچ گره‌ای را از صنعت باز نکند واقعا اشتباه است. از طرف دیگر ببینید در خارج از کشور به این صورت است که اساتید وقتی هیئت علمی دانشگاه می‌شود به شدت این پوزیشن سست است و اگر آن استاد دانشگاه نتواند با صنعت ارتباط برقرار کند و نتواند از صنعت بودجه بگیرد بابت طرحهای تحقیقاتی هدفمندش بعد از چند سال حذف می شود و شغل خود را از دست میدهد که این منجر به این می شود که همیشه پویا باشند.
مورد بعدی هم این مشکل سیستماتیک است ببینید نظام آموزشی ما یک نظام آموزشی قائم به فرد است مثلاً شما در زمینه صنعت دامپروری که وارد می شوید یکسری اساتید بودند که به دلیل ارتباطات شخصی خوب با صنعت دانشجویان می توانستند استفاده کنند اما پس از بازنشستگی آن اندک ارتباط هم حذف شد و مشکل دیگر اینکه فکر می‌کنم مثلاً به خیلی از اساتید دانشگاه اگر بگویند شما هیئت‌علمی نیستی شاید ندانند برای ارتزاق زندگی چه کنند.

من مهمترین علت عدم ارتباط دانشکده های دامپزشکی و صنعت را در همین چند موردی که عرض کردم می‌دانم و بیشتر هم مقصر را ساختار آموزشی دامپزشکی می دانند.

ممنون از توجه تان

آقای دکتر امینیان:

این ساختار مقداری ایراد دارد اما این که چه قسمتی از آن ایراد دارد و چه راهکارهایی می‌شود مطرح کرد که اینها اصلاح شوند یکی از آنها همین نکته‌ای است که دکتر منصور به حق و به درستی اشاره کردند جایگاه هیئت علمی که در دانشکده های دامپزشکی هست که بسیار مستحکم هستند و عموماً خیلی مواقع جایگاهی که دارند ضعف علمی آنها را پوشش می‌دهد و اگر هم کارایی علمی داشته باشند میتواند بر آن اثرگذار باشد. و جمیع این موارد منجر به وضعیت فعلی شده یعنی در مورد صحبت هایی که خانم دکتر رودحله فرمودند من کاملا موافقم که ارتباط دانشگاه و صنعت به درستی برقرار نمی‌شود. چند نفر از اساتید دانشگاه ما در صنعت فعالیت داشته اند. مگر دامپزشکی فقط حوزه درمان است . چرا یک واحد در رابطه با مثلاً سیستم رجیستری دارو درمان فراورده های بیولوژیکی و هر گونه نکاتی که یک نفر به عنوان مسئول فنی یک شرکت دارویی می خواهد فعالیت کند باید از سفر از دوستانش بیاموزد و از دفتر دارو و درمان بیاموزد. دانشکده هیچ وقت اینها را لحاظ نمی کند.

مگر غیر از این است که یک دامپزشک با دکترای عمومی وقتی از دانشکده دامپزشکی فارغ التحصیل میشود باید بتواند توانمندی مدیریتی داشته باشد و بتواند مدیریت منابع انسانی کند و یا توانایی مدیریت منابع مالی داشته باشد. چه داروخانه داشته باشد و چه کلینیک داشته باشد و چه آزمایشگاه داشته باشد و هر کار دیگری که انجام بدهد و حتی اگر در سیستم های دولتی و سازمان و نظام دامپزشکی کشور مشغول فعالیت باشد نیاز به آموزش در حوزه مدیریت دارد. خود دانستن علم مدیریت ارتباطاتی را به همراه خود می‌آورد. این ها آموزش می دهند که باید چطور مشکلات صنعت را فهمید و به سمت حل آنها حرکت کرد وقتی چنین آموزش‌هایی نیست و خود اساتید نیز چنین آموزش هایی ندیدند و در فرایندهای جذب هیات علمی نکات رعایت نمی شود. شاید غریبه ۱۵ سال است که حداقل مستقیم مرتبط هستم و در فضای دامپزشکی دانشگاه تهران زندگی کردم و تحصیل کردم می توان دید که اساتید انگشت شماری هستند که به دانشجو یک مسیر و خط داده‌اند که تعدادشان انگشت شمار است متاسفانه و وقتی خود یک استاد اگر دانشگاه بسته شود نمی‌تواند خرج زندگی خود را در بیاورد و نگاهش یک نگاه صحیح به صنعت نیست چون اگر صنعت را بشناسد می‌تواند کسب درآمد داشته باشد . این را باید مد نظر قرار دهیم.

از این طرف سازمان دامپزشکی کشور به عنوان بخش حاکمیتی متاسفانه در سال های اخیر خیلی فاحش افت کیفیت توان عملی و حتی توان پرزنت کردن خود در جامعه مشاهده شده است. سازمان دامپزشکی چند نشست برای بررسی مشکلات صنعت برگزار کرده است به عنوان متولی صنعت و سازمان ناظر بر صنعت.

آیا بررسی کردند که چرا همزمان با اینکه چهارمین کشور از لحاظ جمعیت دام سبک هستیم، یکی از بزرگترین واردکنندگان پروتئین هم هستیم. اینها برای سازمان دامپزشکی دغدغه نبوده که میزان مرگ و میر در سیستم سنتی ما ۲۵ تا ۲۷ درصد تلفات و سقط است.

آقای دکتر قهرمانی:

سلام عرض می کنم خدمت دوستان و همکاران گرامی

بنده با صحبت دوستان موافقم یک بخش اعظم مشکل ما ناکارآمدی آموزشی است یعنی سیستم کلی آموزش

و یک بخش هم ناکارآمدی سیستم آموزش دامپزشکی است

من هفته گذشته هم گفتم این چارت آموزش دامپزشکی ما نمی‌دانم چه زمانی تهیه و تدوین شده اما مطمئنم که با نیازهای امروز جامعه دامپزشکی اصلاً منطبق نیست یعنی اینکه من فکر می کنم از ۲۰ سال پیش تغییر خاصی صورت گرفته باشد و درس ها و سرفصل دروس اصلاً کاربردی نیستند و یکسری مفاهیم تئوریک هستند.

اینکه ما چرا دروسی را آموزش می بینیم که هیچگونه کاربردی ندارند جای سوال هست. دامپزشک ها تئوریسین های خوبی هستند اما در مقام اجرا باید بیشتر کار بکنیم و اینکه و هیئت علمی دانشگاه وقتی که ارزیابی عملکرد این می‌شود و جایگاهش همیشه وجود دارد خیلی هم تلاش نمی‌کند خود را ارتقا بدهد در حالی که در صنعت و در بخش خصوصی این ارزیابی عملکردی صورت می‌گیرد و فرد سعی می کند برای اینکه جایگاه خود را حفظ کنند خود را آپدیت نگه دارد و بازده کاری خود را افزایش دهد اما در بخش آموزش به این شکل نیست و این که بحث خصوصی‌سازی که از سالها پیش مطرح شده به نظرم نکته درستی بوده و تا زمانی که خصوصی‌سازی به درستی انجام نشود ما خیلی پیشرفت قابل توجهی هم در دامپزشکی نخواهیم داشت. به این سرعتی که علم و تکنولوژی در حال پیشرفت است در دنیای ارتباطات من فکر می‌کنم بخش آموزش ما جلو نرفته و عقب مانده است در ۱۰ سال و ۲۰ سال گذشته این نکته فاحش تر شده است. من با احترام به همه اساتید این را می‌گویم که بعضی اساتید جزوه های ۲۰ سال پیش خود را آموزش می‌دهند.

آقای مهندس حاجی پور: (معاون کسب و کار اتاق تهران)

سلام عرض می کنم خدمت همه دوستان ارجمند

من خیلی اطلاعی راجع به وضعیت دانشکده های دامپزشکی ندارم با توجه به اینکه فارغ التحصیل این دانشکده نیستم و خیلی هم در ارتباط با دانشکده های دامپزشکی نبودم اما اگر بخواهم به طور کلی در ارتباط با مسائل و مشکلات صنعت و دانشگاه و اینکه چرا واقعا ما رابطه ارگانیک و سازمان یافته ای طی سال‌های متمادی نتوانستیم پیدا بکنیم ندیدیم این رابطه را و بهره نبردیم از این رابطه چند جمله عرض بکنم باید اشاره کنم به این که ما متاسفانه در کشورمان عمده دانشگاه ها متمرکز اند در مسائل دانشگاه های نسل اول. شما بهتر از من می دانید که دانشگاه های نسل اول هنوز قاطبه دانشگاه های کشور را تشکیل می‌دهد یعنی دانشگاه‌هایی که عمدتاً شروع کارشان بر اساس آموزش هست و محوریت مباحث با آموزش است. دو وظیفه تعریف شده یعنی دانشگاه وظیفه اعطای مدرک است و دانشجو وظیفه اش کسب نمره و دریافت مدرک است و طبیعی است که در این فرصت هم همان جزوات فرسوده و قدیمی و درس‌هایی که ممکن است اساساً خیلی ارتباطی با موضوعات اصلی آن رشته نداشته باشد اینجا وقت دانشجو و حتی دانشگاه را.

خوب اینجا ما اساساً هیچ ارتباطی بین دانشگاه و صنعت نمی‌بینیم.

در دانشگاههای نسل دوم که بلاخره تعدادی از دانشگاه‌های ما در کشور روی این محور حرکت کردند و موضوع پژوهش را هم اضافه کرده اند خیلی کم می بینیم دانشگاه های نسل سوم و نسل چهارم و پنجم را هم اصلاً و عملاً نداریم.

البته دانشگاه های نسل سوم و وجود دارند که تمرکزشان بر روی کارآفرینی است و اساساً بر روی تعامل با محیط پیرامون متمرکز هستند آن هم به جهت رفع مسائل و مشکلات و نیازهای جامعه با تمرکز بر توسعه مهارت های شغلی و حرفه ای.

بدیهی است که تا زمانی که ما به سمت دانشگاه های نسل چهارم و پنجم سوق پیدا نکنیم خیلی نمی شود انتظار داشت که عملاً دانشگاه و صنعت با یکدیگر ارتباط بگیرند.

در دانشگاههای نسل سوم به هر صورت ما شاهد این هستیم که ارتباط بین دانشجو و هر استاد صنعتگر می‌تواند تا حدودی برقرار بشود.

بحث دوم هم این است که عمدتاً فرهنگ عمومی کشور ما در واقع در باب تحصیل به پشت میز نشستن و استخدام‌های دولتی متمرکز بوده و شاید در سال های گذشته فرهنگ کار خیلی فرهنگ جا افتاده نبوده. یک جاهایی دانشجو و خانواده دانشجو نگاهشان به این صورت بوده که بروند و دانشگاه مدرک بگیرند و نهایتاً در یک بازار کاری که از طرف دولت مهیا شده حضور پیدا کنند.

و اما چند دلیل ماهوی هم عرض می کنم. یکی اینکه نظام ارتقاء اساتید دانشگاه‌های ما صرفا بر اساس میزان انتشار مقالات است و خیلی به موضوع محتوا و بحث عملی سازی ایده ها توجهی ندارد عملاً سیستم ارتقاء اساتید بر اساس ارتباط با صنعت و اخذ پروژه در صنعت تعریف نشده و این در حالی است که شما در کشورهای توسعه یافته که شاهد دانشگاه های نسل چهارم و پنجم هستید میبینید که استاد با سند در ارتباط است و از صنعت پروژه می گیرد و استاد تا زمانی که پول کافی از صنعت دریافت نکند عملاً دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا هم جذب نمی شود. این شیوه را شما غالباً دارید می بینید که دانشجوهای ایرانی هم به همین شیوه هم در خارج از کشور اپلای می‌کنند و کمک هزینه دریافت میکنند.

یک دلیل دیگر در واقع از این نظر که صنایع هم خیلی فرهنگ استفاده از بستر دانشگاهی را پیدا نکردند چون مبنای در واقع فعالیت آنها بر مبنای بهره وری و رقابت سالم غیر رانتی تعریف نشده و شاید خیلی نیازی به تحقیق و تفکر و توسعه وجود نداشته اگر بخواهم به نکته دیگری اشاره بکنم این است که نه دانشگاه توانسته و بلد بوده که علم را به ثروت تبدیل بکند نه خیلی این موضوع در صنعت ما در سالهای گذشته اتفاق افتاده لذا هر دوی این بخش‌ها به علم عمدتاً به چشم یک ماهیت نظری نگاه کردند نه به یک جنبه کاربردی. دوستان شاهد بودند آقای دکتر بیدگلی دیروز در نشست مربوط به روز ملی بهره‌وری حضور داشتند . همه دوستان می دانند که یکی از عوامل موثر بر بهره وری به‌هرحال نیروی کار مناسب است مناسب به این معنا که فرد مناسب و متخصص در جایگاه و کار متناسب با تخصص خود قرار بگیرد. ما به طور کلی در اقتصاد ما در کشور از نظر اقتصاد عمومی هم اگر نگاه کنیم سه مشکل عمده در نیروی کار داریم. یکی اینکه عملاً بانک اطلاعات درستی از وضعیت نیروی کار و تخصص های کاری در کشور وجود نداشته علت آن هم این است که وزارت کار بالاخره متولی این حوزه بوده و به بخش خصوصی اجازه بروز و ظهور نداده و لذا در واقع فقدان این بستر موجب شده که شاید افراد در انتخاب تخصص شان و کار متناسب با تخصص خودشان دچار مشکل باشد.

شما اگر در ارکان دولت از بنگاه های دولتی و خصوصی دولتی و حتی خصوصی بعضا نگاه کنید میبینید که نیروی کار خیلی متناسب با وجهه و به شایستگی انتخاب نشده و داشتن رابطه اینجا خیلی تاثیر بسزایی داشته است.

و نکته آخر هم اینکه در بسیاری از افرادی که نیروی کار و نیروی ماهر و متخصص هستند شاید به دلیل اینکه نتوانسته اند شغل متناسب با تخصص خود را پیدا بکنند دلسرد شدند به سمت کارهای غیر تخصصی که عموماً با هدف رفع نیازهای روزمره سوق پیدا کردند.

این و چرا فکر می‌کنم همه ما در خانواده ها و در بطن جامعه می بینیم که چقدر افراد متخصص هستند که در شغل هایی که واقعا متناسب با آن تخصص نیست کار میکند. شما در هر تاکسی که بنشینید میبینید که آن راننده تاکسی تحصیلات عالی دارد از فوق دیپلم گرفته تا دکترا که همه دوستان احتمالاً شاهد بودند. بر همین اساس اگر بخواهم عرایضم را جمع‌بندی بکنم از منظر دانشجو دانشگاه فرهنگ عمومی و وضعیت ارتباط نیروی کار به عنوان یکی از عوامل مهم تولید در کشور و اینکه متاسفانه این اتفاق نتوانسته به درستی تعریف شود در جامعه خواستم این چرخه را تکمیل کرده باشم.

یک نکته پایانی هم خدمت شما عرض کنم تصور من این است که در این شرایط حالا بالاخره این فرمول شرکت های دانش بنیان و استارت آپ ها که توانست حلقه واسط خوبی بین به هرصورت دانشگاه و صنعت باشد تا حدودی این خلا را جبران کرده است از این نظر اما نمی‌شود گفت که نقش را دانشگاه پذیرفته یا صنعت پذیرفته، یک نقش بینابینی است.

در این شرایط به نظر می رسد که نقش تشکل‌های اقتصادی نقش مهمی باشد تشکل‌های حوزه دامپروری به هر صورت ما در اتاق های بازرگانی در این سال ها توانست این تشکل های اقتصادی متنوعی را در حوزه صنعت دام و طیور سازماندهی بکنیم آقای مهندس معصومی استاد بنده در اینجا حضور دارند و حتماً توضیح خواهند داد در این زمینه.

آقای مهندس معصومی:

سلام عرض می کنم خدمت همه دوستان

مسئله دامپزشکان وصنعت برای من یک خاطرات خیلی طولانی دارد از سال ۶۱ تا امروز و همیشه من دغدغه این مسئله را داشته‌ام و همیشه نگران بوده ام که چرا دامپزشکان اینقدر از صنعت دور هستند و صنعت هم از دامپزشکان دور هست. من یک خاطره‌ای دارم متعلق به حدود ۱۲ سال پیش یک سفر به آمریکا رفتم. اما قبل از آن آنزیم ها را از دانمارک وارد کرده بودیم. با توجه به این که تخصص بنده نیست و بنده دامپزشک نیستم وقتی می خواستیم این آنزیم را وارد کنیم رفتیم بازدید کردیم از کارخانه دانمارک این کارخانه ند یک شهر بود و ده‌ها آزمایشگاه و مجموعه‌ای بسیار بزرگی برای تولید این آنزیم داشتند بعد از آن قسمت شد و آمریکا رفتم آنجا برایم خیلی جالب بود از این جهت که اول آن شهری که ما رفتیم در داخل دانشگاه بود یعنی دانشگاه آنقدر بزرگ بود که شهر در داخل آن بود و قسمت دانشکده دامپزشکی مارفتیم کسانی که آنجا بودند بسیاری از آنها در فارم های اطراف آن استان زندگی میکردند و و بیشتر وقت و عمر آنها در دوران دانشجویی در محل فارم ها بود. اما یک چیز جالب تر اینکه ما رفتیم یک کارخانه آنزیم را بازدید کردیم که در آن یک سوله هزار متری بود و برای من خیلی عجیب بود که چگونه می شود که این همه آنزیم میسازد و او هم آنزیم می سازد. وقتی با ایشان صحبت کردیم فرمودند که من دانشگاه را دارم. می پرسیدیم آزمایشگاه شما کجا قرار دارند می گفتند که ما دانشگاه را داریم می پرسیدیم که واحد R&D شما کجاست می‌گفتند که ما دانشگاه را داریم من چرا باید اینقدر سرمایه گذاری کنم و این تعداد فرد را استخدام کنم زمانی که دانشگاه است بنابراین طبیعتاً آنزیمی که این ها تولید می کردند به مراتب ارزان تر بود و بهره‌وری بالاتری داشت به جهت اینکه دانشگاه و صنعت با هم زندگی می کردند نه اینکه با هم داد و ستد داشته باشند. ما در مجموعه تلاونگ خیلی تلاش کردیم که ارتباط خود را با مجموعه دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران برقرار کنیم شخص بنده خیلی رفت و آمد کردم و اظهار علاقه کردم که اولاً دانشجوها می‌توانند بیایند از مجموعه های ما بازدید کنند می توانند بیایند حضور داشته باشند نه فقط این که یک بازدید داشته باشد و همچنین خواهش کردم که از پایان نامه هایی که دارند کسانی که در دانشگاه بودند و اساتید شان اگر می شود پایان نامه ها را بیاورید تا ما بر روی آنها کار کنیم و در صورت امکان تبدیل شان کنیم به یک تولید باز هم متاسفانه خیلی موفق نبودم با توجه به اینکه ما جز مردود مجموعه‌هایی بودیم که تلاش کردیم که دست دراز کنیم در مقابل دانشگاه.

بعد از این قرارداد ایراما بستیم با دانشکده صنایع غذایی دانشگاه تهران پردیس کرج ، حتی ما یک اتاق در آنجا گرفتیم و رفت و آمد خیلی زیادی داشتیم و چندین نفر آمدند و پایان نامه هایشان را در مجموعه ما در رابطه با تخم‌مرغ نوشتند بعد از آن هم سعی کردند که دانشگاه علمی کاربردی را در خود مجموعه تلاونگ ایجاد کنم اما علیرغم همه اینها ارتباط ما به عنوان صنعت با دامپزشک ها خیلی محکم برقرار نشد. من تقریباً جزو اولین تولید کنندگان مکمل های طیور کنسانتره ها اولین وارد کنندگان آنزیم اولین وارد کنندگان رنگدانه و بسیاری از کارها را از اولین بار در ایران انجام دادیم و دلمان می خواست که این ارتباط بین ما و دامپزشکان تنگاتنگ باشد ولی متاسفانه آن مقداری که ما علاقه داریم که این ارتباط برقرار شود شاید دامپزشکان علاقه نداشتند به برقراری این ارتباط. علت های مختلفی می‌توان برای آن در نظر گرفت اما یکی از مسائل زیرساخت های فرهنگی ما زیرساخت های کل کشور ما است و می توانم بگویم دامپزشکانی که وارد حوزه کسب و کار مرتبط شده اند خیلی موفق بودند اما کسان دیگری که باید می آمدند و یک همکاری مشترکی با ما می داشتند و یا ما از آنها درخواست می کردیم که همکاری مشترکی با ما داشته باشند آنقدر با انگیزه و علاقه مند نبودند. جا دارد که از این تریبون تشکر کنم از آقای دکتر پزشکیان که واقعاً تحول اساسی در مجموعه ما ایجاد کردند و تفکرات خیلی متفاوت ایجاد کردند نسبت به صنعت مرغداری گرچه ایشون ایران نیستند و در آمریکا زندگی می کند ولی به هر صورت می خواهم از ایشان قدردانی کنم.

آقای دکتر بیدگلی:

وجود افراد خاص که بتوانند این پیوندها و این فضا ها را ایجاد کنند ،همیشه یکی از راه حل ها است. ببینید بنده چند وقت پیش خدمت یکی از دوستان بودم که ایشان در دانشگاه دیویس رشته تخصصی اپیدمیولوژی را خوانده بود آقای دکتر رودگر عزیز و پس از آن در استنفورد مجری یکی از پروژه های تحقیقاتی بسیار ذیقیمت و ارزنده در استنفورد هست. بنده خیلی با فضای دانشگاه سن پورن آشنا نبودم اما دکتر رویگر به بنده فرمودند که اصلاً آغاز شدن پدیده ای به نام سیلیکون ولی که امروز پایه گذار تغییرات جهانی هست و می دانیم که ارزش شرکت های سیلیکون ولی هرکدام به اندازه ارزش چند کشور باشد و درآمد آنها ممکن است و اندازه درآمد چند کشور باشد حتی به اندازه کشورهای ثروتمند کمپانی های بزرگی مانند فیس بوک مایکروسافت و دیگران هرکدام افزون بر هزار میلیارد دلار ارزش دارند بنیانگذاری اش ناشی از این بوده که مکانیسم نوآوری و مکانیسم پژوهش توسط استنفورد پایه گذاری شده یعنی استنفورد آمده در ابتدا فهمیده چه چیزی می خواهد و سپس بعد از اینکه فهمیده چه چیزی میخواهد آمده آن چیزی را که خواسته، تبدیل به ساختار و سیستم و روش کرده. آمده بنیادی را ایجاد کرده که این بنیاد در حقیقت بنیاد فاند است و حمایت می کند از طرح های پژوهشی مکانیسم دارد برای اینکه طرح‌های پژوهشی چگونه شکل بگیرد و در سالهای اخیر یعنی از حدود سال ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ کاملا می‌داند که برای اجرایی کردن این قضایا باید چه کارهایی را انجام دهد که یکی از مهم‌ترین ابزارهایش، ابزارهای استارتاپ ها هستند. استارتاپ هایی که هر کدام می آیند از دل یک طرح پژوهشی شکل می گیرند تبدیل به یک پتنت میشوند و آن پتنت که یک قرارداد حقوقی مشخص بین استنفورد و سیلیکون ولی مالکیت مادی و معنوی آن استارتاپ تعریف می شود و ادامه پیدا می کند حالا شاید من هم یک سری از جزئیات را اشتباه بکنم که البته محل مناقشه نیستند. نکته دیگری که می خواهم اشاره بکنم در این زمینه این است که مقداری فلسفه اجتماعی را هم باید در نظر بگیریم در این مقوله من دو عرض را خدمت سروران عزیز حاضر در روم می خواهم داشته باشم یک فلسفه این است که مدل جامعه و قرار گرفتن ارکان جامعه مثل دانشگاه صنعت اینها در دوره‌های مختلف تغییر کرده است.

شما در نظر بگیرید که مثلاً فرض کنید یک روز گاری بیشتر از ۱۰۰ سال پیش ما جامعه ای داشتیم که خیلی نمی شد به آن جامعه گفت بلکه بیشتر یک تجمع انسانی بود در این تجمع انسانی نه ساختار صنعت وجود داشت نه ساختار دانشگاه وجود داشت و نه ساختار احزاب و هیچ چیزی وجود نداشت. هیچ چیزی که شکل ساختاری داشته باشد یا سازمانی داشته باشد وجود نداشت بعد آمدیم جلوتر از درون جامعه یک ساختاری شکل گرفت به نام دولت، یعنی اگر شما یک دایره بزرگ در نظر بگیرید به نام جامعه حالا جامعه که کمی شکل گرفت و تجمع انسانی شکل گرفت سپس ساختار شکل گرفت به صورت یک دایره کوچکتر به نام دولت. بعد از مدتی دولت شروع کرد به شکل دادن دانشگاه و صنعت که این دو در حقیقت دو زیرمجموعه از دولت محسوب می‌شدند و این قضیه ادامه داشت اما همانطور که میدانید صنعت خیلی زود خود را از زیر بار دولت در آورد. شما در نظر بگیرید که مجموعه صنعت در حدود دهه ۲۰ یعنی بعد از رضا شاه و حمله متفقین به آرامی خود را از دل دولت بیرون کشید اما کامل هم از آن بیرون نیامد یعنی ما بخش هایی از صنعت را داشتیم که در دل دولت بود و یک بخش هایی در دل جامعه بود . این اتفاق برای دانشگاه ما هنوز نیفتاد یعنی صنعت ما حدود ۷۰ سال پیش اندک اندک خود را از دل دولت جدا کرد و بیرون آمد و در یک جایگاه مستقل قرار گرفت. یکی از اصلی ترین دلایل عدم اثربخشی صنعت و دانشگاه بر یکدیگر همین موضوع است که صاحبان و مسیولان این دو متفاوتند. اگر اینها را مثل دو بچه در نظر بگیرید چند از یک خانواده است و دانشگاه مال یک خانواده دیگر و با هم هیچ ارتباطی ندارند.

آقای دکتر بایرامی:

خیلی ممنونم از فرصتی که در اختیار بنده قرار دادید

من یاد یک جمله از آقای جک ولش افتادم که مدیر عامل جنرال الکتریک بود گفتند که شما بعد از اینکه خودتان میروید آیا نگران این نیستید که این شرکت از هم بپاشد؟ فرمودند که خیر بنده ده دوازده مدیر بهتر از خودم پرورش دادم. حالا در بحث آموزش هم همین است در تمام حوزه ها زمانی ما می توانیم بگوییم علم پیشرفت می کند که دانشجو بتواند از استاد خود پیشی بگیرد. دلیل آن هم این است که علم هر شش ماه دو برابر میشود در دنیا. یک زمانی علم هر ۱۰ سال یا ۲۰ سال یا ۱۰۰ سال دو برابر میشد. با این سرعت سرسام آور چه زمانی یک دامپزشک میتواند از استاد خود پیشی بگیرد؟ زمانی که استاد بستر لازم و خط‌دهی لازم را برای این فرد ایجاد بکند و نشان بدهد و این دانشجو بر اساس علایق ذاتی خودش به این رشته مراجعه کرده باشد و تحقیق محور کار انجام دهد. در جلسه قبل یکی از دوستان فرمودند که دامپزشکان بازماندگان پزشکی و دندانپزشکی و داروسازی در کنکور هستند من این را قبول ندارم بسیاری از دانشجویان شاید این حالت را داشته باشند ولی بسیاری از دانشجویان هم هستند که با علاقه و با چشم باز آمده اند. متاسفانه این دانشجویان نیز در دانشگاه‌ها سرخورده شدند ببینید ما کمیت محور شده تا کیفیت محور زبان انگلیسی دانشجویان ما بسیار ضعیف است ارتباطات جهانی ما با مجامع بین المللی پس از فارغ التحصیلی و در حین تحصیل بسیار پایین است. یکی از این موارد ندانستن دانش انگلیسی است آموزش های ما فقط استاد محور شده است . دانشجویان و اساتید به این سمت رفتند که تحقیقات را فقط روی پایان نامه ها و یکسری تحقیقات تحلیلی انجام بدهند و آن امتیاز خود را بگیرند. دانشجو هم از این مسئله خوشحال است . متاسفانه هفته گذشته آقایان فرمودند که واحد کارآموزی به نصف تقلیل پیدا کرده است.

مسئله بعدی که می خواهم مطرح کنم بحث تحقیقات است. سطحی ترین تحقیقات متاسفانه در بسیاری از دانشگاه‌ها ما مشاهده می‌کنیم. دانشگاه های خارج از کشور دانشگاه ها گرید بندی شده اند و بر اساس تحقیقاتی که انجام می شود سطح دانشگاه مشخص میشود شهریه دانشگاه و وارد شدن به دانشگاه بر اساس یک پارامتر های بسیار سختگیرانه است اما متاسفانه در داخل کشور وزارت علوم دستگاه چاپ گذشته و همین جور دانشجو بیرون می دهد در تحقیق به صورت پول حادث نمی شود زمانی صنعت به دانشجو و دانشگاه اعتماد می کند که از تحقیق و راهکاری که او پیشنهاد می‌دهد پول در بیاورد چون صنعت پویاست اگر صنعت از دانشگاه دانشجو منفک بشود و نتواند به آن تکیه کند خودش می رود و نوآوری ها و تحقیقات خود را انجام می‌دهد . بنده بر اساس تجربه خودم با توجه به اینکه دامپزشکی طب صنعت و پیش گیری است دوستان حتماً باید کارآفرینی بخوانند حتماً باید با تجارت آشنا باشند با حقوق کسب و کار آشنا باشند بازدید های از صنایع مختلف باید واحدهای اجباری باشد. بزرگ های این صنعت باید حتماً اینها را در سیلابس های درسی بگنجاند.

اگر پروژه محور به این مسئله نگاه کنیم ما یک خروجی هایی داریم خروجی ما چه چیزی است و ورودی ما چه چیزی است و ابزارهای لازم برای این پروژه چه چیزی است. اگر خروجی این پروژه را نگاه کنیم می گوییم غذای سالم می خواهیم اقتصاد سالم می‌خواهیم انسان سالم می‌خواهیم. ورودی ما چه چیزی است یک سری دانشجویان و اساتید هستند و یکسری علم که در دامپزشکی وجود دارد‌ . ابزار ما چه چیزی است این ابزار همان حلقه گم شده است این ابزار تحقیق و توسعه است ابزار سیلابس درست درسی است.

آقای دکتر حبیبی:

بنده حدود ۲۵ سال است که به نوعی با یکی از صنعت های دامپزشکی درگیر هستم ، بحث دامپروری، ولی شاید صنعتی که من مستقیم با آن در ارتباط بودم صنعت دارو هست من در حقیقت ردپایی از دانشکده ها و دانشگاه های دامپزشکی کشور خودمان در این صنعت ندیدم و برخلاف اینکه در صنعتی که از خارج وارد می شود و نقش دانشکده هایشان در تحقیقات انجام شده مشهود است. شاید از دید من دلیل این مسئله این است که دانشکده‌های ما خود را در قبال صنعت مسئول نمی دانند.

 

آقای دکتر سعید:

شما سوال کردید که چرا دانشگاه و صنعت از هم دور هستند. از شروع جلسه تمام بر روی محور بوده که چرا صنعت و دانشگاه از هم دور هستند این در حالی است که همه ما این چرا ها را می دانیم اما هیچ تغییری حاصل نمی شود.

 

آقای دکتر محبی :

این مسئله فقط مربوط به دامپزشکی و صنعت نیست و در همه صنایع و رشته های مختلف مشاهده می شود. نکته دیگر حق کپی رایت در ایران است که منجر به این می شود که تحقیقات ارزش خود را از دست بدهند.

آقای دکتر قهرمانی:

ما فکر می کنیم که تفاوت بسیار فاحشی بین دانشجویان دامپزشکی و فارغ التحصیلان در ایران و کشورهای دیگر وجود دارد بنده با توجه به تجربه ای که در کشورهای اروپایی داشتم این را مشاهده می کنم که تفاوت زیادی وجود ندارد. از لحاظ سطح دانش تفاوت زیادی وجود ندارد و تفاوت بیشتر در سیاست‌های کلان است که هرکس در جایگاه خودش قرار گرفته و بین بخش مختلف همکاری و هماهنگی لازم وجود دارد که در نهایت منتج می‌شود به یک نتیجه قابل قبول. در کشور ما هر سازمان و ارگان برنامه های خودش را دارد دانشگاه ها کار خودشان را انجام می‌دهند سازمان کار خودش را انجام می‌دهد و صنعت نیز کار خود را. من فکر می کنم مهمترین مشکلی مسئله باشد و دوستان به خوبی اشاره کردند که باید تلاش کنیم که این گفتگوها به یک نتیجه مناسب ختم شود.
در این رابطه هم می‌توانیم کمیته‌های داشته باشیم که مسائل محترم را مطرح کند و با هم به اشتراک بگذارند از ارگان های مختلف تا به نتیجه مناسب منتج شود.

آقای دکتر رزمیار:

مشکل دانشگاه و صنعت در ایران مقداری بیش از این مواردی هست که مطرح شد چون ما کشوری هستیم تک محصولی نفت تولید میکنیم. این مشکل از طرفی باعث بزرگ شدن دولت می شود و از طرفی باعث می شود که نیازی به تولید علم وجود نداشته باشد هر وقت مشکلی پیش آمده سریعاً با پول نفتی مشکل حل شد ما کشوری هستیم که تولید علم هم نداریم. صنعت طیور و ماهی که به نوعی پررنگ ترین قسمت این صنعت است ما مشاهده می کنیم که در همه ابعاد وابسته هستیم از جوجه یک روزه تا تامین نهاده‌ها مانند ذرت سویا و واکسن و غیره.

چون صنعت مولد نداریم و از طرف دیگر تولید علم مولد نداریم بنابراین ارتباط ایجاد نمی شود صنعت ما صنعت واقعی برابر با کشورهای صنعتی نیست و تازه طی ۱۰ سال گذشته در ایران به این سمت می رویم.

آقای دکتر منصور:

من معتقدم که ایراد کار از ساختار آموزشی ماست این که می گویند یک پایان نامه در ابتدا نوشته می شود و سپس به فکر تامین بودجه باشیم این همان مسیر برعکس ای است که صنعت بر حسب نیازی که دارد و ارتباطی که با دانشگاه می‌تواند ایجاد کند نیازسنجی کند و توانایی علمی ای که در دانشگاه است را به کار بگیرد اساتید اینقدر به جایگاه خود مطمئن باشند که ۳۰ سال یک سیستم هستند و بازنشست می‌شود. ارزیابی های مهم و کاربردی شود که چقدر یک استاد دانشگاه می‌تواند پول وارد دانشگاه بکند از طرف صنعت. دانشگاه های ما الان بیشتر به این سمت رفتند که یک بنگاه‌های زودبازده شدند.

آقای دکتر حسینی:

سه یا چهار سال قبل یکی از این دوستان تازه فارغ التحصیل پیش ما آمده بود برای کار ما با این فرد رفتیم به یک سالن مرغ تخمگذار در آنجا یک چرخی داخل سالن زدیم و آن فرد ما را کنار کشید و گفت آقای دکتر اینجا اصلا خروس نیست این مرغ ها چگونه تخم می گذارند. ببینید دانشکده های دامپزشکی هنوز نتوانستند ذهنیت بسیاری از دانشجویان و فارغ التحصیلان را تغییر بدهند که مرغ برای تخم گذاری نیاز به خروس ندارد.

شما انتظار دارید که این آموزش با صنعت ارتباط داشته باشد صنعت چه اعتمادی می‌تواند به این آموزش بکند.

آن زمانی که ما دانشجو بودیم در اواسط دهه ۶۰ اساتید ما مانند دکتر بازرگانی دکتر بلورچی دکتر نوروزیان دکتر بزرگمهری افرادی بودند که مستقیماً با صنعت در ارتباط بودند و ما هم با آنها در ارتباط بودیم.

جایگزین این اساتید چه کسانی هستند در حال حاضر؟

صنعت ما در برخی بخش ها بسیار کوچک تر شده و در برخی بخش ها پیشرفت شاید اندکی داشته اما دانشجویان و فارغ التحصیلان ما چند برابر شده اند.

آقای دکتر پیر دِی:

من حتی عضو کوچکی هم از این جامعه نیستم اما بابت دوره ای که فرصت مطالعاتی ای که در یکی از مراکز کانادا کار کردم روی این موضوع که مشکل ایران کجاست ، تمایل دارم که سخنانی را خدمت شما عرض کنم.

من مشاور امور مالکیت فکری دانشگاه تهران هستم و خارج از ایران بودم و مجدداً همین هفته به ایران بازگشتم و بر روی همین موضوع کار می کنم و عملا مرکز مهندسی کسب و کار و توسعه محصولات نوین دانشکده های فنی دانشگاه تهران را تاسیس کرده ایم. پروژه ای هست که تاسیس شده دقیقا برای همین موضوع . سابقه کاری بنده باز می‌گردد اوایل دهه ۹۰ از دانشکده فنی کاسپین شروع کردیم در فومن و تالش که در تلاش بودیم همین مدل بیزینسی و ساختاری دانشگاه را تغییر دهیم. من هنوز هم مشغول آموختن هستم اما تجربه و کار بنده ثبت اختراع اساتید است به خصوص در رشته های ترکیبی مهندسی پزشکی. فقط میخواستم چند نکته را خدمت شما عرض کنم.

قبل از هر چیزی به نظر من اگر دانشجو یا کارآموزی از دانشگاه خارج میشود و در مرغداری صحنه می بیند که دوستان عرض کردند به نظر من علت این نادانی عدم اعتماد صنعت و نزدیک نبودن آن به دانشگاه است. تا زمانی که صنعت به دانشگاه نزدیک نباشد دانشجو هم این مطالب را یاد نخواهد گرفت. این مسئله ارتباط داشتن صنعت با دانشگاه به دلیل نیروهای ضعیف شاید در کوتاه مدت صنعت را نجات بدهد اما در بلند مدت منجر به ایجاد مشکلات جدی خواهد شد و همین فرار باعث شده که شما خلاف نیروی انسانی را لمس کنید .

آقای دکتر خدیور:

این فاصله صنعت با دانشگاه صرفاً در این رشته مشاهده نمی‌شود و این مشکل در تقریباً همه رشته ها وجود دارد علت این است که آن چیزی که در دانشگاه ها تدریس می شود در صنعت پیاده نمی شود و این ایراد یک گپ بزرگ ایجاد می کند بین فعالیت در محیط آکادمیک فعالیت در صنعت.

من اشاره می کنم به صحبتهای یکی از اساتید مرحوم آقای دکتر محمدرضا باسامی . ایشان می فرمودند شما وقتی که علم تان به سطحی می‌رسد که در رشته خودتان صاحب نظر می شوید باید بتوانید دیدگاه‌های بیزینسی و دید بیزینسی را در خودتان قوی کنید و ببینید که علم و دانش شما در میدان عمل و در میدان صنعت کجاها می تواند به کار بیاید و بتوانید از توانمندی خودتان در میدان صنعت استفاده بکنید.

در کشور ما خیلی از اتفاقات برعکس رخ می دهد بر اساس شنیده‌ها و دیده‌ها می دانیم که در کشورهای خارجی فارغ التحصیلان بیشتر علاقه به فعالیت در بخش خصوصی دارد با توجه به فرصت هایی که در بخش خصوصی وجود دارد و همچنین درآمد بالاتری در بخش خصوصی در انتظار آنهاست اما این موضوع در کشور ما برعکس است. در کشور ما پوزیشن دانشگاهی را به کار در صنعت ترجیح میدهند.

آقای دکتر بیدگلی:

خیلی تشکر می کنم از همه سروران عزیز

نکته اول اینکه من گمان می‌کنم می شود یک جلسه دیگر روی این موضوع کار کرد و اون یک جلسه شاید روی این موضوع باشد که ما چه راهکارهایی برای این مشکل داریم چون فکر می‌کنم تا اینجای کار به خوبی همه عزیزان علت ها را برشمردند.

من فقط یک نکته را اضافه می کنم به فرمایش های همه عزیزان اینکه واقعا همه اینها علت هستند و هیچ یک ناقض دیگری نیست دلایل مختلفی از دلایل فردی گرفته تا دلایلی که در صنعت در فرهنگ در اقتصاد کلان کشور و اقتصاد سیاسی و یک مجموعه عوامل بسیار بسیار متعدد داریم که در بخش‌های فردی سازمانی ساختاری مدیریتی محیطی قانونی فرهنگی و مهارتی روانشناختی همه این ها باعث این شده که در مجموع به این مشکل برخورده ایم. بنابراین همه این مشکلات با هم هستند.

از تعبیر مولانا استفاده می کنم که هریک از ما این فیلم بزرگ را در تاریکی از یک گوشه می بینیم یکی گوش آن را می بیند یکی پای ان را می بیند. به همین علت من گمان می کنم اگر امکان پذیر باشد با یک فاصله میشود یک جلسه برای راهکارها داشته باشیم.


منبع: دامیران
نویسنده: تحریریه دامیران
لینک کوتاه مقاله: daamiran.com/?p=9309
برای ورود به بانک مقالات دامیران کلیک کنید
چرا دانشکده های دامپزشکی و صنعت از هم دور هستند؟ + فایل صوتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دامیران