راهبردهای خروج از بحران تامین خوراک دام در کوتاه مدت
راهبردهای خروج از بحران تامین خوراک دام در کوتاه مدت

راهبردهای خروج از بحران تامین خوراک دام در کوتاه مدت

بر اساس آمار منتشرشده تا پایان سال ۱۳۹۷ ، بالغ بر ۴/۱۲ میلیون تن ذرت، کنجاله سویا و جو (به ترتیب ۵/۲ -۲/۱ و۶/۸ میلیون تن) با رقمی معادل ۳ میلیارد دلار، جهت استفاده برای خوراک دام و طیور از خارج از کشور وارد شده است.

این آمار در مقایسه با سال ۱۳۹۶ بطور متوسط از نظر وزنی، ۸ % و از نظر دلاری، حدود ۵/۴۱ %افزایش داشته است. در سال ۱۳۹۸ نیز تکرار چنین ارقامی در مقایسه با سال ۱۳۹۷ ،دور از انتظار نخواهد بود.

در چنین شرایطی که حلقه تحریم ها تنگ تر شده و از طرفی، به دلیل خشکسالی و محدودیت منابع آب و خاک، امکان توسعه کّمی منابع خوراک دام وجود ندارد، بایستی تلاش شود تا با امکانات موجود، حداقل صدمه به تولید محصولات دامی وارد شود.

در تحلیل کارشناسی حاضر، سعی شده در رابطه با منابع انرژی خوراک (غلات) و منابع پروتئینی (کنجاله ها یا دانه کامل پروتئینی) با سه رویکرد کوتاه، میان و بلند مدت، راهکارهای کاهش و یا رفع کمبود اقالم خوراک دام، ارایه شود.

بدیهی است، ذکر جزئیات در نوشتارحاضر امکان پذیر نیست و سعی بر این است تا به نکات کلیدی و مهم ، اشاره ای شود.

امید است با تلاش در جهت رفع این مشکلات، بتوانیم تولید پایدار در بخش دام و طیور را داشته باشیم.

راهبردهای خروج از بحران خوراک دام و طیور بر سه دوره قابل تعریف است:

الف ـ کوتاه مدت ب ـ میان مدت ج ـ بلندمدت

الف) کوتاه ‌مدت (خوراک دام)

با عنایت به اینکه خوراک دام متشکل از دو قسمت ماده خشبی وکنسانتره است، بایستی تأمین کافی هر دو قسمت در کشور، مورد توجه قرار گیرد.

با توجه به وجود حدود ۲۰میلیون تن بقایای کشاورزی علاوه بر محصولات علوفه ای (شبدر، یونجه، ذرت و…)، درباره تأمین ماده خشبی مشکل چندانی نداریم.

به ویژه اینکه موسسه تحقیقات علوم دامی کشور با تعیین ارزش غذایی این بقایا و ارایه راهکار مصرف آنها، گام بسیار ارزشمندی را در کشور برداشته است ولی در مورد مواد کنسانترهای خوراک با محدودیت شدیدی مواجه هستیم.

در بین این اقلام، جو، ذرت، کنجاله های پروتئینی و مواد معدنی، چهار جزء اصلی قسمت کنسانتره ای خوراک را تشکیل میدهند.

با توجه به تولید مقدار محدودی جو در داخل کشور، بخش اصلی واردات خوراک، ذرت و کنجاله های پروتئینی هستند.

پس برای کاهش فشار بر اقلام خوراکی و کمک به تولید، بایستی هدفگذاری اصلی متوجه کنجاله های پروتئینی و ذرت باشد. جهت پرداختن به این مهم، راهکارهای زیر پیشنهاد میشوند:

کنجاله های پروتئینی به ویژه سویا

اولویت دهی در مصرف خوراک دام کنجاله در گاوهای پرشیر یا تازه زا

(این موضوع، بیشتر جنبه آموزشی و ترویجی دارد)

احتیاجات دام به منابع پروتئینی را میتوان با منابع مختلف تأمین کرد؛

بدین شکل که با اولویت دهی مصرف کنجاله سویا به گروه های حساس تر دامی و استفاده از منابع کم ارزش تر مثل اوره یا کود مرغی درگروه های غیرحساس (کم شیر و …)، می توان وضعیت را بهبود بخشید.

استفاده از خوراک دام پروتئینی مبتنی بر کود مرغی

هر یک کیلو سویا، معادل دو کیلو خوراک تولید شده از کود مرغی، ارزش معادل پروتئینی دارد.

در شرایط فعلی امکان فرآوری حداقل۵۰۰ هزار تن کود مرغ گوشتی در کشور وجود دارد .

با فرآوری و فرمولاسیونی که مؤسسه تحقیقات علوم دامی کشور تهیه کرده و مرحله پایلوت و تولید در سطح کارخانه را هم پشت سر گذاشته است، میتوان معادل حدود ۲۵۰ هزار تن کنجاله سویا در کوتاه مدت در کشور تولید نمود.

حتی این میزان قابل توسعه نیز می باشد.

استفاده حداکثری از اوره خوراک دام در تولید اوره در کشور

با توجه به صنایع پتروشیمی مشکلات چندانی وجود ندارد.

مصرف هر کیلوگرم اوره با اصول صحیح در جیره غذایی نشخوارکنندگان، می تواند معادل ۴۶/۲ کیلوگرم پروتئین خام باشد.

محدودیت صنعت دامپروری در تولید پاییزه به دلیل دام مازاد

مصرف اوره، به تنهایی امکانپذیر نیست و باید در کنار سایر اقلام خوراکی مصرف شود.

اوره نیز مانند کود مرغی باید در گروه های با حساسیت کمتر مثل دام های کم تولید و یا دام های در حال رشد و پروار استفاده شود.

توضیح اینکه هم اکنون در کشور، شرکت های بخش خصوصی با واردات و حتی تولید داخلی ترکـیبات ویـژه ای از اوره به نام ترکیبات اوره آهسته رهش، استفاده از اوره را در جیره ها آسان تر کرده و محدودیت های کاربردی مصرف آن را کاهش داده اند.

در بسیاری از جیره ها حتی در گروه های با حساسیت متوسط مثل گاوهای شیری کم تولید، میتوان تا ۳/۱ معادل پروتئینی کنجاله سویا را با اوره جایگزین کرد.

بنابراین با ترویج و فعال کردن ظرفیت مصرف اوره به میزان ۱۰۰هزار تن (همراه با ۳۰۰هزارتن غلات) در سال، در خوراک دام می توان واردات کنجاله را معادل ۵۰۰ هزار تن، کاهش داد.

سیاست گذاری در امر واردات و تأکید بر کیفیت

آنچه که بیشتر در امر واردات اقلام، به ویژه کنجاله سویا به چشم میخورد، توجه به فاکتورهای بهداشتی (که به نوبه خود لازم است) و عدم توجه کافی به فاکتورهای کیفی است.

به عنوان مثال کنجاله سویا، در حالت استاندارد بایستی دارای ۴۴% پروتئین باشد.

در ۶ ماهه دوم سال ۱۳۹۷ کنجاله سویایی وارد کشور شد که بسیار کمتر از حد استاندارد گاهی تا حدود ۳۰ %پروتئین خام داشتند.

پس ضوابط واردات بایستی مورد توجه قرار گیرد.

تنوع بخشی در اقلام وارداتی خوراک دام

متاسفانه در سال های اخیر، واردت اقلام خوراکی بر مبنای منافع و منابع داخلی نبوده بلکه عمدتا بر پایه سلیقه و منفعت وارد کننده و یا صادرکننده بوده است.

به عنوان مثال: گلوتن ذرت، جزئی از دانه ذرت است که در فرآیند تولید روغن و یا نشاسته از ذرت تولید میشود.

این فرآورده فرعی، حدود ۶۸ %پروتئین (حدود یک ونیم برابر سویا) دارد.

از همه مهم تر، کیفیت پروتئین گلوتن بالاتر است.

به عبارتی، میتوان زمانی که گلوتن در دسترس باشد برای تأمین پروتئین جیره از اوره نیز کمک گرفت بدون آنکه تأثیری بر سلامت یا تولید دام داشته باشد.

متأسفانه به دلیل ارزشمند بودن این محصول، کشورهای تولیدکننده از صادرات آن سرباز می زنند؛

در صورتی که می توان با اجباری نمودن واردات آن (مثال به ازاء هر ۱۰۰هزار تن ذرت یا کنجاله سویا ۱۰هزار تن هم الزام به واردات گلوتن باشد)، هزینه حمل و نقل را هم به ازای هر تن پروتئین، کمتر نمود.

واردات دانه روغنی به جای کنجاله

این کار چند مزیت دارد:

  • ارزش افزوده ناشی از فرآوری دانه سویا، عاید صنایع روغن کشی کشور میشود
  • ظرفیت خالی کارخانجات، تکمیل می شود.

 توجه:

به فرض پر بودن ظرفیت کارخانجات روغن کشی، در حال حاضر میتوان دانه سویا را با فرآوری جزیی که امکان آن به خوبی در کشور وجود دارد، در جیره دام ها مصرف نمود.

این کار مزیت هایی دارد از جمله اینکه چون روغن کشی نشده است، بخشی از منبع انرژی جیره هم تأمین میشود و از آن طرف فشار بر ذرت هم کم میشود.

  • ارزش پروتئینی دانه کامل فرآوری شده بیشتر از کنجاله است.

واردات اقلامی مثل بقایای تقطیری ذرت (DDGS) به جای ذرت بقایای ناشی از الکل گیری ذرت

حدود ۵۰%پروتئین دارد (مشابه کنجاله گلوتن ذرت) که کیفیت آن بالا بوده و میتوان در جیره نویسی دام از مقدار بیشتری اوره استفاده کرد.

علاوه بر این، سهم کنجاله سویا در تأمین پروتئین جیره را نیز میتوان کاهش داد.

مشکل اصلی در اینجا، این است که در حال حاضر واردات چنین محصولی ناچیز و تقریبا صفر است

واردات ساده تر از کشورهای مجاور

پنبه دانه به عنوان یک منبع غنی انرژی و پروتئین در تغذیه دام محسوب میشود.

قسمت عمده کنجاله و پنبه دانه کشور پاکستان که چهارمین کشور تولیدکننده پنبه در دنیاست، به کشورهای دیگر صادر میشود.

لانولین، موم با ارزش

کنجاله پنبه دانه، منبع پروتئینی بسیار مناسبی است که میتوان به راحتی از آن در جیره دام ها استفاده کرد.

حتی خود پنبه دانه نیز در جیره گاو به صورت مستقیم مصرف میشود. همجواری با پاکستان هزینه حمل را به شدت کاهش میدهد.

مشکل اصلی که گاهی عنوان میشود موضوع آلودگی به نوعی انگل گیاهی است که البته با فرض صادق بودن این موضوع، باید دانست که کشورهای دیگر واردکننده، چه تمهیدی در این رابطه اندیشیده اند.

برای این منظور، میتوان در محل ورود کنجاله و پنبه دانه وارداتی، آنها را فرآوری نموده و به خوراک دام تبدیل کرد تا خطر آلودگی به صفر برسد.

در حال حاضر کارخانجات خوراک دامی در استان سیستان و بلوچستان با کمتر از نصف ظرفیت کار می کنند و واردات کنجاله پنبه دانه و پنبه دانه از پاکستان به صورت رسمی صفر است.

واردات تریتیکاله، گندم دامی، جو بدون پوشینه، سورگوم وتاپیوکا

درحال حاضر مبنای واردات خوراک، بایستی قیمت هر واحد انرژی و پروتئین از ماده خوراکی مد نظر برای دام و طیور باشد.

چه بسا بتوان اقلام مورد نیاز جهت تامین انرژی و پروتئین (خوراک) مورد نیاز را از طریق اقلام ذکر شده با سهولت بیشتر و ارزانتر از کشورهای دیگر تأمین کرد.

راهبردهای خروج از بحران تامین خوراک دام در کوتاه مدت - دامیران
در بین این اقلام، جو، ذرت، کنجاله های پروتئینی و مواد معدنی، چهار جزء اصلی قسمت کنسانتره ای خوراک را تشکیل میدهند.

منابع انرژی خوراک دام

 کاهش فشار بر مصرف ذرت در دام

دام های نشخوارکننده مثل گاو و گوسفند، قادرند اقلامی را که در جیره طیور به راحتی قابل مصرف نیستند، استفاده کنند.

نمونه بارز آن، دانه تریتیکاله و جو است.

علاوه بر این، اقلامی در کشور در سال های اخیر تولید میشوند که در صورت توجه به آنها، میتوانند خلاء کمبود ذرت را کم کنند.

به عبارتی، جهت دهی مصرف دانه ذرت بیشتر به سمت طیور باشد.

دانه تریتیکاله با دارا بودن حدود ۱۵ %پروتئین و نشاسته ای معادل جو، میتواند علاوه بر کاهش فشار بر ذرت، تا حدی منبع تأمین پروتئین دام و طیور هم باشد و فشار بر کنجاله سویا و منابع پروتئینی را نیز کم کند.

علاوه بر این، در صورتی که حتی قسمتی از جو وارداتی را با رعایت ملاحظات، به واردات تریتیکاله (هیبرید جو و گندم) اختصاص دهیم، میتواند شرایط را بهبود بخشد.

این موضوع، یعنی تنوع بخشی به واردات با قیمت مناسب تر، در مورد اقلام دیگر نیز که پرداختن به توضیح آنها در این فرصت نمی گنجد، صادق است.

کاهش ضایعات در اقلام منابع انرژی تولیدی در کشور

سالانه حدود ۳۵۰ هزار تن تفاله چغندرقند در کشور تولید میشود.

این تفاله که از شکرگیری چغندرقند حاصل میشود، با صرف انرژی زیاد به دلیل رطوبت بالا، خشک میشود.

این در حالی است که حدود ۳۰% ارزش غذایی آن در فرآیند خشک کردن از بین میرود.

تفاله هم منبع فیبر و هم به نوعی منبع انرژی خوراک است.

با فناوری موجود در کشور، این فرآورده فرعی با ارزش را میتوان با همان رطوبت اولیه، سیلو نمود و ضمن حفظ ارزش غذایی، آب موجود در آن را به مصرف دام رساند و در مصرف آب هم صرفه جویی نمود.

تغییر این سیستم که در کشور ترکیه نیز رایج است، به سهولت امکانپذیر است.

نظارت دقیق بر ذرت وارداتی خوراک دام و طیور

از حدود ۴ تا ۵ سال پیش، قسمتی از ذرتی که از کشور برزیل وارد میشد، به دلیل عدم استحکام کافی دانه، تا رسیدن به دست مصرف کننده، خرد و به آرد تبدیل میشد که این کار، اثر بازدارندگی در مصرف داشت.

لذا این کشور، در برنامه اصلاح نژاد ذرت، تغییری داد که منجر به تولید ذرت هایی با دانه سخت تر و مقاوم به خرد شدن شد.

این تغییر، با اینکه مشکل خرد شدن را حل نمود اما عمل هضم پذیری را کاهش داد؛

به نحوی که بخش قابل توجهی از آن، از طریق مدفوع دام دفع شد.

خشکسالی؛ آسیبی جدی برای صنعت دامپروری

جالب است که این تغییر، فقط و فقط به ضرر دامدار ایرانی تمام شد.

چون دفع مواد خوراکی در مدفوع دام با چشم قابل مشاهده نیست، لذا به حساب نمی آید.

استفاده از گندم خوراک دام و طیور به جای ذرت در جیره طیور

کشورهای اروپایی به دلیل امکان تولید گندم بیشتر، جیره ها را عموما به جای ذرت بر پایه گندم تنظیم می کنند.

بر اساس برآوردها، امکان جایگزینی حدود ۵/۱ میلیون تن گندم دامی به جای ذرت در جیره طیور گوشتی و تخم گذار بدون استفاده از آنزیم در کشور وجود دارد.

حتی، امکان مصرف سطوح بالاتر از این میزان نیز در جیره طیور وجود دارد ولی با توجه به وارداتی بودن قسمت عمده این آنزیم، بایستی در این زمینه با احتیاط حرکت کرد.

راهبردهای خروج از بحران تامین خوراک دام در کوتاه مدت - دامیران
دام های نشخوارکننده مثل گاو و گوسفند، قادرند اقلامی را که در جیره طیور به راحتی قابل مصرف نیستند، استفاده کنند.

منابع علوفه خوراک دام

تغییر در نحوه بسته بندی، جمع آوری و ذخیره کردن یونجه جهت خوراک دام

با توجه به وجود نزدیک به ۲۰ میلیون تن بقایای کشاورزی قابل مصرف، مشکل مواد خشبی (علوفه) در کشور کمتر وجود دارد.

در سالهای اخیر تنها رقمی که کمبود آن به چشم میخورد علوفه با ارزش یعنی یونجه است.

اتخاذ سیاست غلط در مورد جمع آوری و مصرف یونجه، سبب شده تا حدود ۲۵% قسمت با ارزش یونجه یعنی برگ و به عبارتی منبع پروتئینی آن حین برداشت و بسته بندی به زمین ریخته و هدر رود.

در ابتدای ورود ماشین های برداشت و بسته بندی یونجه، سازگاری و تطبیق پذیری ماشین ها با شرایط اقلیمی و کشاورزی کشور، مورد توجه قرار نگرفت و با ترویج و گسترش ماشینی شدن در برداشت محصول یونجه، ضایعات این محصول نیز افزایش یافت.

بر اساس پژوهش های انجام شده در مزارع نقاطی از شهر همدان، حدود  ۲۵ %ارزش غذایی یونجه در مزرعه به هدر می رود.

راهکار:

یکی از راهکارها، ترویج فرهنگ سیلوکردن یونجه در کشور است.

نحوه انجام این عامل مهم خصوصا در چین های اول و آخر، بسیار ضروری است چون این چین ها معمولا با رطوبت بالا بسته بندی میشوند، علاوه بر ضایع شدن و ریزش برگها، کپک‌زدگی و تولید سموم را نیز موجب می شوند.

در صورتی که اگر در بسته بندی یونجه از یک طرف و معرفی ارقام با پروتئین بالا از سوی دیگر همت شود، نیاز به مصرف کنجاله سویا هم، در خوراک دام کمتر می شود (به دلیل حفظ برگها و پروتئین یونجه، ناچار نیستیم برای تأمین پروتئین از کنجاله ها استفاده کنیم).

نکته قابل توجه در مورد چاپرهای برداشت ذرت برای خوراک دام

قطعه ای در چاپر برداشت ذرت علوفه ای جهت سیلوکردن وجود دارد که باعث میشود بلال ذرت، به خوبی له شود.

متأسفانه چاپر داران، این قطعه را از چاپرهای فعلی حذف کرده و یا حتی در موقع سفارش خارجی هم توصیه میکنند که این قطعه را بردارند.

عدم وجود این قطعه سبب می شود که بلال ذرت به صورت قطعات بزرگ و دایره ای خرده شود که گاوها آنها را مصرف نمیکنند.

در بسیاری از دامداری ها قسمت عمده باقیمانده ته آخورهای دام در موقع مصرف علوفه ذرت سیلو شده در جیره، همین قطعات بلال یعنی منبع نشاست های جیره است.

این اجزاء با ارزش خوراک، در خوشبینانه ترین حالت، جمع شده و به عنوان ضایعات، به مصرف دام های دیگر میرسند!

این موضوع باعث میشود تا مجبور شویم جهت تأمین انرژی مورد نیاز دام، ذرت را به صورت دانه ای در جیره مصرف کنیم.

نتیجه این عمل، افزایش فشار بر مصرف ذرت دانه ای خواهد بود.


علیرضا آقاشاهی دانشیار پژوهشی، بخش تحقیقات تغذیه دام و طیور
موسسه تحقیقات علوم دامی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
منبع: دامیران
نویسنده: علیرضا آقاشاهی
لینک کوتاه مقاله: daamiran.com/?p=9449
برای ورود به بانک مقالات دامیران کلیک کنید

راهبردهای خروج از بحران تامین خوراک دام در کوتاه مدت

اشتراک گذاری

امتیاز شما به این مطلب

منبع:

برای کپی کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید