کنترل شیردهی با نقش مؤثر پرولاکتین
کنترل شیردهی با نقش مؤثر پرولاکتین

کنترل شیردهی با نقش مؤثر پرولاکتین

پرولاکتین معمولی ترین و اصلی ترین هورمون تولید شیر می باشد. هر چند اختلافات قابل توجهی بین گونه های مختلف از نظر نقش پرولاکتین در کنترل ترشح شیر وجود دارد. اهمیت پرولاکتین (به تنهایی) در نگهداری شیردهی برای بعضی از غیر نشخوار کنندگان مانند موش ها می باشد. با وجود این در بیشتر غیر نشخوار کنندگان و نشخوار کنندگان پرولاکتین جزء ترکیب کمپلکس هورمونی دخیل در ترشح شیر است. نقش پرولاکتین در گاو به خوبی درک نشده است. مهار پرولاکتین در گاو و بز اثرات کمی روی تولید شیر داشت. در مقایسه با گاو، مهار پرولاکتین در موش حدود ۵۰ درصد تولید شیر را کاهش داد و باعث نقص شیردهی در موش شد.

ارتباط پرولاکتین ، شیردوشی و تولید شیر

شیردوشی با مکیدن پستان توسط گوساله باعث تحریک ترشح پرولاکتین می شود. هر چند که در مقایسه با پیش از زایمان قلیان پرولاکتین بعد از زایمان و در زمان شیردهی بسیار کم است و این قلیان (هر چند کم) مرتبط با شیردهی و تولید شیرمی باشد. ارتباط نزدیکی بین برداشت شیر از پستان و ترشح پرولاکتین و هورمون های موثر در تولید شیر و تداوم شیردهی وجود دارد.

کنترل شیردهی با نقش مؤثر پرولاکتین
کنترل شیردهی با نقش مؤثر پرولاکتین

تحقیقات انجام شده درباره پرولاکتین در شرایط برون تنی

در شرایط برون تنی افزودن پرولاکتین به محیط کشت حاوی انسولین و گلوکوکورتیکوئیدها سبب نسخه برداری از ژنهای کازئین و هلاکتوآلبومین، ترجمه mRNA پروتئین های شیر، پر شدن دستگاه گلژی، ترشح پروتئین شیر و نیز ساخت لاکتوز و چربی شیر خواهد شد.

با توجه به مطالعات انجام گرفته در شرایط برون تنی بر روی بافت غده پستان جدا شده از موش خانگی و موش های صحرایی در اواسط دوره ابستنی، می توان گفت اگر در محیط کشت تنها انسولین باشد، سلول ها تکثیر می یابند، ولی هیچ گونه تغییرات سلولی دیده نمی شود.

وجود انسولین و گلوکوکورتیکوئیدها در محیط کشت موجب تکامل شبکه اندوپلاسمی زیر و دستگاه گلژی می شود. در نتیجه، سلول ها توانایی ساخت پروتئین های ساختمانی را به دست می آورند، ولی ساخت پروتئین و لاکتوز شیر فقط به مقدار بسیار کم صورت می گیرد.

وجود انسولین و پرولاکتین در محیط کشت موجب نسخه برداری از ژن های پروتئین ها می شود، ولی ترجمه یا ساخت پروتئین های شیر به مقدار کمینه صورت می گیرد.

در صورت وجود انسولین و گلوکوکورتیکوئیدها درمحیط کشت و افزودن پرولاکتین کلیه تغییرات آنزیمی و سلولی لازم برای ساخت شیر رخ می دهد و همه اجزای شیر تولید می شوند (ریوس و همکاران، ۲۰۱۰).

مطالعه انجام شده در رابطه با اثر پرولاکتین بر روی بافت پستان گاو در شرایط آزمایشگاهی

تاثیرات مجموعه هورمونی شیرساز در پی تحقیق درباره محیط های کشت حاوی بافت پستان گاوهایی که در اواخر آبستنی قرار دارند، روشن شده است. در این آزمایش های به محیط کشت یا هیچ هورمونی اضافه نمی شود (۰) یا فقط انسولین (۱) ، یا انسولین به علاوه گلوکوکورتیکوئیدها (IC) یا انسولین و پرولاکتین (IPr) یا انسولین به همراه گلوکوکورتیکوئیدها و پرولاکتین (ICPr) اضافه می شود.

بافت کشت شده حداکثر به مدت ۷۲ ساعت در انکوباتور قرار داده می شود. برای تعیین مقدار شرکت استات نشان دار در ساخت اسیدهای چرب به روش دنوویی، استات نشان دار رادیواکتیو طی دو ساعت آخر انکوباسیون به محیط کشت اضافه می شود.

تیمارهای او، انسولین به علاوه گلوکوکورتیکوئیدها IC تنها مقدار کمی موجب افزایش شرکت استات نشاندار (به عنوان شاخص شیرسازی) در اسیدهای چرب ساخته شده، شد.

در حالی که تیمار انسولین و پرولاکتین IPr پاسخ های بیشتری (در حد وسط) ایجاد می کند.

فقط مصرف همزمان انسولین ، گلوکوکورتیکوئیدها و پرولاکتین (ICPr) سبب ساخت بیشینه اسیدهای چرب برای مدت طولانی می شود.

در هر حال، نیازهای هورمونی برای فرایند تولید شیر در شرایط برون تنی در میان گونه های متفاوت متغیر است.

به طور مثال در حالی که در اغلب گونه ها برای ساخت کازئین و لاکتو آلبومین نیاز به وجود همزمان انسولین، گلوکوکورتیکوئیدها و پرولاکتین در محیط کشت است، ولی درخرگوش، پرولاکتین به تنهایی بسنده است.

هر چند اضافه کردن انسولین و گلوکوکورتیکوئیدها به پرولاکتین بطور معنی داری افزایش ساخت پروتئین های شیر را در پی خواهد داشت.

برخلاف آن، در یک نوع کانگورو به نظر می رسد، پرولاکتین، به تنهایی ساخت پروتئین شیر را تحریک می کند، زیرا افزودن انسولین و گلوکوکورتیکوئیدها به محیط کشت موجب اعمال پاسخ بیشتر به پرولاکتین نشد.

جالب توجه است که در این نوع کانگورو احتما پروژسترون اثر مهار کننده بر شیرسازی ندارد. هر چند برای تکامل غده پستان در آبستنی ضروری است لارسون، ۱۹۸۵).

کنترل شیردهی با نقش مؤثر پرولاکتین
کنترل شیردهی با نقش مؤثر پرولاکتین

اثر هیپوفیز بر تولید شیر

حذف غده هیپوفیز در دوره آبستنی سبب توقف کامل شیردهی بعدی خواهد شد. البته در صورتی که در اثر هیپوفیز برداری جنین سقط نشود.

در موش های صحرایی بدون تخمدان، آدرنال و هیپوفیز، کیسه هورمون های مورد نیاز برای القای شیرسازی ، پرولاکتین و گلوکوکورتیکوئید ها هستند.

اگرچه در اغلب گونه ها، سطح پرولاکتین در آبستنی پایین است و تنها طی دوره کوتاه قبل از زایش و در حول و حوش مرحله دوم شیرسازی افزایش می یابد.

در غیر نشخوارکنندگان، مهار ترشح پرولاکتین از هیپوفیز با استفاده از آلکالوئید های ارگوت (مانند بروموکریپتین) در اواخر دوره ابستنی از شیرسازی جلوگیری می کند. هرچند تفسیر این پاسخ با توجه به آنکه فرایند مکیدن توسط نوزاد متوقف می شود پیچیده تر می شود. و شایان ذکر است که تحریک های حاصل از مکیدن سبب بروز پاسخ های شیرسازی می شود و برای حفظ شیردهی ضروری است (هارلی، ۲۰۱۰).

در بز شیرده، حذف غده هیپوفیز موجب کاهش سریع تولید شیر خواهد شد، به کارگیری پرولاکتین با تیرو -کسین و گلوکوکورتیکوئیدها تولید شیر را در این بزها بر می گرداند و می تواند با استفاده از هورمون رشد موجب حفظ شیردهی شود. (فلینت و نایت، ۱۹۹۷).

در گاو (که فرایند خروج شیر می تواند با استفاده از ماشین های شیردوش تنظیم شود) به کارگیری ۱۵۴-cb (۲برمو – آلفا-ارگو کریپتین یا بروموکریپتین که یک آلکالوئید ارگوت مصنوعی است) سبب توقف کامل سرژ ناشی از شیردهی پرولاکتین می شود و غلظت پایه این هورمون تا ۸۰ درصد کاهش می یابد.

مصرف ۱۵۴ CB در گاو های شیری در روز دوازدهم قبل از زایش تا ده روز پس از زایش سبب کاهش تولید شیر تا ۴۵ درصد در ده روز اول شیردهی شد. با آنکه با پیشرفت در دوره شیردهی مهار ترشح پرولاکتین ادامه یافت، تولید شیر افزایش پیدا کرد.

در بیشتر گونه ها، گیرنده های پرولاکتین در بافت پستان در آبستنی کم است، ولی همزمان با ترشح شیر در حین مرحله دوم شیرسازی افزایش می یابد. بنابراین هم فراهمی پرولاکتین (غلظت هورمون در خون) و هم پاسخ دهی سلول های اپیتلیایی پستان به پرولاکتین (گیرنده های پرولاکتین) در نزدیکی زمان انتقال از مرحله اول به دوم شیرسازی یعنی آغاز تراوش زیاد شیر افزایش می یابد. (ایکرز، ۲۰۰۲).

کنترل شیردهی با نقش مؤثر پرولاکتین

اشتراک گذاری

امتیاز شما به این مطلب

منبع: نشریه دنیای دام و طیور

برای کپی کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید